تبليغاتX
انتظار - جوک طنز لطیفه
دوست گرامی مطالبی رو که در این قسمت میخونی فقط برای شادکردن شماست وقصد توهین به هیچ کس و هیچ قومیتی در میان نیست

------------------------------------------

میدونی چرا البرادعی با اینکه دکتره ولی توی آژانس کار میکنه؟

چون سهمیه بنزین آژانسها۴۵۰ لیتر درماهه....

----------------------------------------------

یک نفرداشته توی دریا غرق میشده بلندبلند داد میزده کمک من شنا بلد نیستم

ترکه میبینش و میگه خب منم تنیس بلد نیستم مگه باید داد بزنم؟...

--------------------------------------------

ترکه توی صف نانوایی ایستاده بود ونانوا بهش گفت هرکی پشت سرت ایستاد

بهش بگو  وا نستا که نون بهت نمیرسه  ترکه هم هرکس اومد بهش گفت بیا

جلوی من واستا گفتن پشت سرم واستی نون گیرت نمیاد....

---------------------------------------------

از ترکه میپرسند فامیل خدا چیه؟ میگه وکیلی... میگن از کجا معلوم؟

میگه مگه  نشنیدین که میگن خدا وکیلی.....؟

-------------------------------------------

ترکه میره یک زمین میخره  دراندازه  ۲سانتیمتر در ۸کیلومتر

بهش میگن این زمین رو میخوای چیکار؟ میگه میخوام ماکارانی بکارم...

--------------------------------------------

وصیت نامه ترکه رو باز میکنند میبینند نوشته همه نمازهامو خوندم

فقط برام ۲۰ سال وضو بگیرید......

---------------------------------------------

دوست دختر ترکه  بهش میگه اگه دقت کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه

ترکه میگه اینقدر پلک نزن صدات قطع و وصل میشه....

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/06ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط ج-الف  |